نویسندگان وبلاگ
امير
آرشیو وبلاگ
دی ۸٦
لینک دوستان
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢۱ دی ،۱۳۸٦ - امير
آسيمه سر در بيشه زاران مي دويدم
فرياد ها بر مي کشيدم
درد عجيبي چنگ زن درتار و پودم
من ماه خود را
گم کرده بودم
از پيش من صفهاي انبوه درختان مي گذشتند
بي ماه من اين ها چه زشتند
آيا شما آن ماه زيبا را نديديد
آيا شما او را نچيديد
ناگاه ديدم فوج اشباح
دست کسي را مي کشند از دور با زور
پيش من آورند و گفتند
اهريمن است اين
خودکامه باد
ديوانه مستي که نفرين ها بر او باد
ماه شما را
اين سنگدل از شاخه چيده ست
او را همه شب تا سحر در بر کشيده ست
آنگاه تا اعماق جنگل پر کشيده ست
اقتباس از وبلاگaaaarash.persianblog.ir
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٦ - امير
نگاهم می کنی.
در خیابانم،
مثل ِهزار جسم ِبی جان ِدیگر
نمی بینی ام.
رد می شوی،
انگار از کنار ِمیله ی آهنی.
انسانم،
انسانی،
رد می شویم از کنار ِانسان بودنمان.
نگاه کن!
میله ام، آهنی،
ستونی، سیمانی.
شهر سرد است و
زندگی در هراس می گذرد.